پرنده ها هنوزم مدرسه میرن .....

 پرنده ها هنوزم مدرسه میرن .....

بچه که بودم هر بار سخت از خواب بیدار میشدم که برم

 مدرسه پرنده ها رو نشونم میدادن که داشتن میرفتن مدرسه...

و خسته که از مدرسه بر میگشتم پرنده ها رو نشونم

 میدادن که همگی بدون اینگه غرغر کنن برمیگشتن

 خونه...

چهارده سال گذشته و من دیگه مدرسه نمیرم...

اما پرنده ها هنوز هم هر روز صبح به مدرسه میرن...

حالا دیگه اگه حتی خواب بمونم و دانشگاه نرم دیگه کسی

پرنده ها رو نشونم نمیده که دارن میرن مدرسه...

روبین.....

دنيا را بد ساخته اند .....!

 

دنيا را بد ساخته اند .....!

كسي را كه دوست داري ، تو را دوست نمي دارد 

كسي كه تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ...

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ...

به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند !...

و اين رنج است ...زندگی یعنی این ..... 

                                      

تنهایی را دوست دارم

                                  تنهایی رو دوست دارم

 

تنهایی رو دوست دارم چون فقط موقع تنهایی هست که میتونم با توحرف بزنم
تو تنهایی من تو همیشه کنارم نشستی و به حرفام گوش میکنی
نمیدونی چه قدرحرف دارم که بهت بزنم ، نمیدونم از کجا شرو ع کنم از لحظه ی اشنا ییمون بگم یا از لحظه ی که...
دور بودن از تو خیلی سخته
ولی نه ...
تو دور نیستی تو همیشه در قلب و یاد من هستی
دوست دارم وقتی که تنها هستم از زندگی صحبت کنم و از تو ، از تو یی که تمام زندگی من هستی تمام دقایقمو با تو ام حتی الان که با من نیستی
دوست دارم حرفای نگفتمو بهت بگم
بهت بگم که خیلی دوست دارم
 



این روزها که نیستی دستم به کار نمیره دیگه مثل قبل اون شورو اشتیاقو برای کار کردن ندارم
سوالهای تو ذهنم هستش که جوابی براشون پیدا نمی کنم
اما وقتی تنهام این سوالها رو ازتومی پرسم و تو چقدر با صبر و حوصله به سوالا م جواب میدی

خوشحالم خوشحالم از این که هیچکس نمی تونه این تنهایی رو از من بگیره
چقدر با تو بودن زیباست

لحظه هایی هست که حس میکنم تنها گفتن و نوشتن کافی نیست
شاد باش ای همه هستی من که شاد بودن تو بزرگترین آرزوی من است


اما

گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گلهای سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمیخوانند
ان گاه که چشم می گشاییم و میبینم که
با تو نیستم ...!!